جرات نداری خودت باهام بحرفی 

میترسی 

 نکنه میترسی قلبت روی دوهزاربزنه و خاطراتم تودلت زنده شه 

  ازپشت تلفنم اینقدر ازم میترسی 

 بزدل نباش

مث من هررروز بافکر باخیالزندگی کن

اگه عاشق باشی  گوشه گوشه شهر   اونویادت میاره  گوشه گوشه خیابونها زیر بارون بدون بارون هرلحظه و هرجا ک میری   باید ته دلت اتیش بگیره  باید خودتو فحش بدی خودتو نفرین کنی از لحظه های بااون بودن 

چطور اینقدرسنگ دل شدی و همه چی رو یادت رفته  نه یادت هست فقط   سرت شلوغه دیونه

 پشت میزنشینی اخلاقتم عوض کرده  

 ولی من هنوزم فک میکنم تو خیلی ترسو هستی بزدل هستی 

 دقیقا مث ۱۹ سال پیش ک  دل و جرات نداشتی برای داشتن من بجنگی  .یک توهم  توخالی بودی   فقط بیخودی منو اتیش زدی 

  امتحان خداسخت بود توکه افتادی هم ازچشم من هم از عاشقی چون  دروغ بودحرفات . منم ک  باختم ب خودم و دنیام و زندگیم و قلبم و عشقم و ب خدا، تااابد بدهکارم اونم بخاطر عشق پوشالی تو 

افسوس 

کاش بشه قلبموازسینه بیرون بکشم  

یه روزی این قلب توبدن یکی دیگه خواهد تپید